دوباره پیدا شدم

 

از کلاس آمده ام. خسته نیستم. سبک سبکم. نمی دانم این چه حسی است. بعد از کلاس هیچوقت خسته نیستم.  داشتم برگه های قدیمی در کشوی میز را جمع و جور می کردم کاغذی را پیدا کردم مربوط به شناسه کاربری و رمز عبور یک وبلاگ. یک حس غریب. مرا برگرداند به عقب. به آن زمان که همه چیز را می نوشتم و چه لذتی بردم از تجدید خاطراتم. تمام صحنه ها جلوی چشمم جان گرفتند. و دلم سوخت برای روزهایی که خاطراتشان ثبت نشد. می خواهم دوباره بنویسم. همه چیز را با همه زیبایهایش.

ان شاء الله!

/ 0 نظر / 19 بازدید